احساسات در سیاست کاری دست است تا نادرست؟ ایادخالت

بنام خداوند بخشنده و مهربان

 ایا دخالت احساسات در سیاست کاری درست است یا نادرست؟

(Do ! ) May  politicians  applying the "emotion" for  making their political  decisions or not?! what do you think about? my answer to this question is as follow, you can read it in persian!.
said shogaiee saadi - shiraz- iran
------------------
جمله " احساسات در  سیاست جای ندارد " و جملات دیگر با مضامین مشابه ان را همه  کما بیش شنیده ایم.  در طول تاریخ حیات بشر و بر اساس همین باور سیاستمداران جهان خود را  صاحب اختیاری ما فوق دانسته اند که با توجیه" احساسات "در تصمیم سازی سیاسی و امنیتی چه در بعد داخلی و چه خارجی جای ندارد ! هزاران جنگ داخلی و خارجی  راه انداختند که در انها صدهها و حتی میلیاردها نفر "انسان" جان دادند و به صدهها میلیون  زن و کودک به وحشیانه ترین شکل تجاوز جنسی صورت گرفت و دهها و بلکه صدهها میلیون مورد شکنجه و زندانی و اعدام اسیران و بازداشت شدگان با جرایم  سیاسی اشکار و پنهان انجام گردیده و یا در حال انجام است.
----------
متاسفانه  سیاستمداران توجیه همه موارد پیش گفته شده را  جمله فوق میدانند! و  از دید گاه انها از بدو تشکیل "جامعه" و پدید امدن نهادهای حکومتی  تا به امروز - همواره یک سیاستمدار وقتی خود را سیاستمدار قاطع و شجاع و توانمند و با کفایت و مدیر  می داند که فارغ از هر نوع احساسات ! تصمیمات حیاتی! را برای نسل کشی و یا شکنجه و پایمال کردن حق و عدالت و حقوق دیگران و تصرف و اشغال سرزمینهای دیگران و غارت منابع و استثمار  و استعمار انها اخذ نماید!. سیاست فوق گاهی به معنی در پیش گرفتن بی رحمانه ترین روشهای اعمال شکنجه و کشتار و تجاوز و بهره کشی انسان از انسان است!. ----------
بنظر من  علت بسیاری از نسل کشیهای انجام شده در تاریخ و مسبب دو جنگ اول و دوم جهانی  ( منجمله بمباران اتمی  دو شهر هیروشیما و ناکازاکی توسط امریکا با صدهها هزار نفر کشته) و تقریبا همه جنگهای منطقه ای تاریخ بشر ناشی از همین تفکر عدم دخالت احساسات انسانی در تصمیم سازیهای سیاستمداران بوده است.می دانم این نوشته نمی تواند این تفکر را در سیاستمداران کنونی جهان دگرگون کند اما دستکم امیدوارم روزنه ای هر چند ناچیز به بحث در باره ان بگشاید!
--------------
اگر "احساسات" را به رحم و شفقت و انساندوستی و رفتارهای جوانمردانه و اخلاقی در نظر بگیریم هر سیاستمدار فاقد چنین خصوصیاتی الفبای سیاستمداری حکم می کند برای استمرار مدیریت چنین سیاستمداری رعایت و بکارگیری این موارد نهایت شجاعت و مدیریت و اقتدار و قاطعیت است!.  اما اگر "احساسات" را تردید و دو دلی و بی تفاوتی بدانیم در این صورت من هم قبول دارم که چنین روندی برای یک سیاستمدار مضر است!. اما متاسفانه در بیشتر موارد سیاستمداران جوامع بشری جای این دو را با هم عمدا و یا ناخواسته عوض می کنند که نتیجه ان بروز جنگ و نسل کشی  و ویرانی و تجاوز و شکنجه و استثمار و استعمار است.
--------------
به امید انکه احساسات به معنی که گفته شد در بطن اعتقادات و تفکرات و عمل همه سیاستمداران کنونی جهان نهادینه شود تا نوع بشر از شر نسل کشی و جنایت جنگی و تجاوز و اسیری و ویرانی و  در بدری خلاص شوند! تا ان روز بدیهی است کشورهای حقگو و حق طلبی چون ایران برای انکه گرفتار چنین فجایعی ناشی از تجاوز نظامی سیاستمداران بی "احساس" و بی رحم بیگانه نشود ! باید لحظه به لحظه قوی و قویتر گردند تا یا  سیاستمداران بیگانه را از دست زدن به چنین رفتارهای بازدارد ! و اگر ان سیاستمداران بیرحم و  زورگو و متکبر بیگانه    سیاست را فاقد "احساسات"! تشخیص دادند و خواستند چنان کنند که نباید! اول دامنه صدمات انها را به حداقل ممکن رسانیم و دوم با وارد کردن ضربات ویرانگر  متقابل ! متجاوز بیرحم و گستاخ را ادب نموده  و انهارا از  استمرار حمله به خود و یا  دیگران نیز باز داشت .
-------------
در واقع سیاستمداران با عمل به جنبه منفعی درک  نادرست بکارگیری  "احساسات" در سیاست عملا خود و دیگران را به فاجعه و نابودی کشانده و می کشانند و تا دید و برداشت انها  این باشد و تغییری در بینش و طرز تفکر و عمل  انها ایجاد نشود  وضع جهان همین بوده که هست و در اینده هم خدای ناکرده !  انها با عمل به همین برداشت نادرست شان  جنگ جهانی سوم را پدید خواهند اورد که قطعا و یقینا اگر نه همه جهان که بخش زیادی از ان به همراه ساکنان و محیط زیستشان را برای همیشه  نابود خواهند کرد!!!.
--------------

 

/ 0 نظر / 6 بازدید