طنز سیاسی - همایش...

"طنز همایش دارندگان ثروت باداورده در لندن"

دیشب باز خواب ناسازگار و نا بهنگامی ! دیدیم .نمی دانم چرا این نوع خوابهای سیاسی خطرناک و مسئله دار ! سراغ من بینوا  و ضعیف و مستضعف می اید .اگه اخرش این نوع خواب دیدن کار دستم نداد! واقعا چه شانسی دارم من! مردم شبها که میخوابند خوابهای رنگی و عسل خورون می بینند !  و من خوابهای هولناک و قمر در عقرب مشکل ساز و مورد دار ! چه کنم حتما قسمت من همینه . به هر حال اینم  طنز خواب سیاسی دیشب من :
--------------------------
اقا عجب جلسه ای بود  نما ینده گان همه فقرا و ندارهای سابق  که به لطف رانت و زمین خواری و نیز  خصو صی سازی دو دهه قبل  و احتکار  و زدوبند  و رشوه خواری  و بیت المال و مال مردم خوری و کلاه برداریهای کلان  و دور زدن قوانین در طی سی سال گذشته ! حالا برای خودشان کسی !!! شده اند  در سالن بزرگ همایش بین المللی لندن ! جمع شده بودند و رییس جلسه بعد از اعلام شروع و رسمیت جلسه سخن خود را بشرح زیر  اغاز کرد:
--------------
خانمها و اقایان :
همه میدانند و میدانیم که اکثر ما و اکثریت کسانی که ما بنمایندگی انها در این همایش شرکت کردیم فبلا اه در بساط نداشتیم اما موفق شدیم با زرنگی! ( بخوانید با روش بی شرمانه و کودن نانه ! )و  با سوی استفاده از شرایط جنگ و دوران  مشعشه   سازندگی و اصلاحات میلیاردها ! که صدها و بلکه هزاران میلیارد اموال منقول و نامنقول به جیب بزنیم و ما که تا ده وشهر بغلی  خودمان دور تر نرفته بودیم با  رونق دادن اقتصاد اینجاها بوسیله انتقال پول و ثروت باداورده به دوبی وبعد هم اروپا  و کانادا و امریکا و اقیانوسیه و خاور دور و نزدیک و حتی افریقا به قیمت فقیر کردن بخشی از مردم خود  که ثروتشان را بالا کشیدیم !حالا برای خودمان کسی! شده ایم و وقتی می رویم ایران ریش و انگشتر و تسبیح و روسری و چادر را می چسبیم و وقتی اینور ابیم فارغ از همه این قید و بندهای قرون وسطی!  با تغیر ذائقه و ظاهر و باطن  خود از کیسه مردم عشق و حال وصف ناپذیری می کنیم  که قبلا در ده و شهرمان  بخواب هم  نمی دیدیم . اما خانمها و اقایان  محترم !  این روزها همانگونه که همه میدانیم خطرات زیر موقعیت ما را به چالش کشیده است :

1- امکان دارد غرب ما را هم جز تحریم ها محسوب کند و اموال ما را  مصادره و یا بلوکه کند.

2- امکان دارد اموال ما در جریان اجرای طرح هدفمند کردن به خطر بیفتد و اصطلاحا باد اورده را باد ببرد!.

3- امکان دارد جنگ بشود و باز اموال ما در داخل و خارج بخطر بیفتد.

4- ممکن است خطرات دیگری سوای سه احتمال فوق همه چیز ما را بخطر بیندازد

به این چهار دلیل است که ما در اینجا یعنی شهر لندن ! جمع شدیم تا علاج واقع را قبل از وقوع پیش بینی نموده تا در اینده غافلگیر نشویم. در جلسه امروز سه نفر  سخنرانی خواهند نمود .

1- نماینده گروه سیاسی 2- نماینده گروه اقتصادی 3-  و نفر سوم یک کارشناس و برنامه ریز منتقد بنام سعید شجاعی سعدی که به ترتیب گفته شده  سخنرانی خواهند نمود . در اینجا از نماینده محترم فراکسیون سیاسی دعوت می کنم برای سخنزانی به جایگاه بیایند.
------
 با همراهی کف و سوت حاضرین نماینده به جایگاه رفته و اغاز سخن
می نماید .
---------------
اقای رییس -خانمها و اقایان:
مستقیم میروم سر اصل مطلب !.برای جلوگیری از خطرات  چهار گانه ای که  در ابتدای جلسه اقای رییس بر شمردن !من بعنوان نماینده گروه سیاسی موارد زیر را به همایش پیشنهاد می کنم:

1-    برای انتخابات اینده ریاست جمهوری و مجلس و شوراها و غیره باید داوطلب معرفی کنیم و انقدر خرج کنیم تا همه انها را مال خود کنیم.البته طبیعی است باید کسانی را معرفی کنیم  که قبلا توان خود را با کسب حداکثر ثروت از راههای باداوردی که اقای رییس برشمردن به اثبات رسانده باشند.

2-    باید هر نیرو ی بدرد بخور و توانمند ی را که اهل صنف ما نیست و ممکن است در اینده برای منافع ما مضر باشند را شناسایی و با روشهای مخصوص خود مان !  از میدان به در کنیم !.

3-    باید خود را برای بروز هر تحولی اماده کنیم  و برنامه های سیاسی لازم را ازقبل تهیه نماییم.

4-    بعد نیست با خارجیها و بخصوص با امریکایها  و انگلیسی ها و فرانسوی ها و روسها و چینیها وصلت کنیم مثلا از انها دختر بگیریم هر چه نباشه اونها اهل کتابند و برای دخترچینیهای که ممکن است اهل کتاب نباشد بعدا راه حل دیگری پیدا می کنیم. نتیجه این کار ان میشود که اموال ما در صورت بروز جنگ و تحریم بیشتر ! محفوظ می مانده و جایگاه اقامت دایم و امن برای همیشه پیدا می کنیم و نهایتا تابعیت انها را هم کسب می کنیم !.


بله اقای رییس و حضار گرامی این بود مجموعه پیشنهادات فوق تخصصی ! گروه سیاسی به این همایش بود که به عرض شما رساندم.

رییس همایش – ضمن تشکر از نماینده گروه سیاسی از  نماینده گروه اقتصادی دعوت می کنم سخنان خود را بیان کنند.
دوباره  همهه و صدای  سوت و  دست زدن حضار  بلند می شود و نماینده  فوق به جایگاه می اید  و به شرح زیر سخنرانی می کند.
افای رییس -  خانمها و اقایان :

مفتخرم که در خدمت شما و برای شما پیشنهادات زیر را تقدیم کنم

1-    باید جنس و کالا  را در ایران و در هنگام اجرای طرح هدفمند کردن رایانه ها بشدت گران کنیم تا دولت منتقد ما دچار مشکل گردد! (یکی از بین حضار فریاد می زند رایانه همان کامپیوتر است باید بگی یارانه – خنده حضار  و تذکر رییس جلسه که منظور سخنران همان یارانه است و  اشتباه لپی بوده و گرنه نماینده خود دارای فوق تخصص اقتصاد از دانشگاه صنف خودمان است !) .

2-    پیشنهاد می کنم بخش عمده ثروتمان را به طلا تبدیل و در اتاق و باغچه منزل چال کنیم تا ابها از اسیاب بیفتد و دوباره انها را در بیاوریم و با انها حال  و زندگی کنیم.

3-    باید گاهی به ریش  و انگشتر و تسبیح پناه ببریم و گاهی هم به کراوات  و سه تیغه کردن صورت و سبیل و مینی شلوار و تی شرت  و امثال ان ! تا هردو طرف را راضی کنیم و ثروت باد اورده خودرا حفظ کنیم و ان را از گزند حوادث محفوظ بداریم.

این بود پیشنهادات کارشناسی شده ما به این همایش .

-----------
رییس جلسه ضمن تشکر از نماینده گروه اقتصادی از سعید شجاعی سعدی می خواهد به جایگاه بیاید اما اینبار از دست و سوت زدن خبری نیست که نیست ! بلکه هو هم میکنند شاید از قبل حدس میزندکه چه می خواهد بگوید چرا که سالها بود مقالات او را در وبلاگهایش خوانده بودند.

به هر روی سعید شجاعی سعدی  بعنوان کارشناس برنامه ریز حالا در جایگاه قرار داشت صحبت خود را چنین اغاز کرد.
 حضار و هموطنان گرامی  سلام .
(به زور یک نفری علیکم سلام میگوید)

من بعنوان یک برنامه ریز که به این همایش شما در لندن  دعوت شده ام بدون مقدمه به اصل مطلب می پردازم و ان اینست که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم بعنوان یک ملت بزرگ و تمدن ساز و با سابقه چند هزار سال خلق اثار هنری و معماری و ادبی  و فرهنگی و سیاسی و حقوق بشری و علمی دارای هویت ملی  و منطقه ای و جهانی  شاخصی هستیم و به همین دلیل  تک تک ما در قبال  جایگاه بلند  تاریخی ملت و کشور خود دارای مسئولیت و سرنوشتی مشترک هستیم که باید همه به وظایف خود عمل کنیم .


 من ترجیح می دهم شفاف تر سخن بگویم مثلا همین شما جمع حاضر که تا همین سی سال قبل (همانگونه که رییس محترم در اول جلسه  هم به ان اشاره کرد ) اکثرا در ده و روستا و جنوب شهر خود در فقر و نداری شدید بسر می بردید در خصوصی سازی  دهه دوم انقلاب با سوی استفاده از موقعیت و با رانت خواری شدید یک شبه صاحب ثروت باداورده شدید و در حالی که اکثریت  بروبچه های جنگ و جبهه و ازادگان سر فراز بازگشته از اسارت دشمن جنایت کار از جایگاه تقوا و  عزت نفس بالا  تقاضای هیچ سهمی را نکردند و به همان زندگی ساده و بی غل و غش قبل حود بازگشتند  .


اما شما با زدوبند و جوسازی و جعل سابقه  و در کمال  بی رحمی و بی انصافی و در نهایت هردم بیلی  هرچه کارخانه و زمین و اموال بود را در قالب خصوصی ساری بجیب زدید و  روز به روز به فاصله طبقاتی دامن زدید  و سن ازدواج را بالا بردید و غیر مستقیم و مستقیم به فقر و فحشا و جرم و جنایت در کشور افزودید و گاه هم تبعات اعمالتان گریبان خودتان را هم گرفت و گاه هم شانسی و یا رابطه ای از ان در امان ماندید (صدای همهمه و اعتراض حضار بلند می شود – یکی میگوید اجدادش میلیاردر بوده و دیگری از هزاران هکتار زمین اجدادیش سخن می گوید و دیگری اصل و نصب خود را به شاه عباس میرساند و نفر بعدی از دهها کارخانه قبل انفلاب خاندانش می گوید و در ان بین یک نفری هم همه را ارام کرد گفت بابا مگه یادتان رفته اینجا لندن است نه تهران از چه می ترسید چرا برای خودمان هم خالی می بندید !  بجز اقای شجاعی غریبه  در جلسه نیست که بخواهیم برای او هویت نداشته خود را جعل کنیم پس  خودمان با خودمان هم بله!-اشاره می کند به دو نفر صندلی  ردیف اول و به نفر سمت چپ می گوید:

 فلانی مگر تو قبل انقلاب یک میکانیک ساده نبودی و مگر ثروت باداورده خود را از واگذاری های خصوصی سازی دوران سازندگی بدست نیاوردی – او با اکراه با تکان دادن سر حرف گوینده را تایید می کند – در همین حال به نفر سمت راست اشاره می کند و می گوید تو مگر قبل انقلاب بچه یک رعیت ساده نبودی مگه تو هم با سوی استفاده از جایگاه چند ساله دهه اول و دوم انقلاب بار خود را نبستی –

 او هم با تکان دادن سر تایید می کند – پس چرا نمی گذارید سخنران حرفش بزند و رو به سعید شجاعی می کند میگوید ادامه بده وسخنران ادامه چنین ادامه میدهد ) به هر حال می خواهم   بگویم  اگر وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران خوب است  یا بد همه و حتی همه انها یی که در نظام  هم   نبودند و یا خارج نشین بودند و یا  گروههای که در اول انقلاب هر چه از  دست از دستشان بر امد  در ناامنی کشور کوشیدند  همه و همه در موفقیتها و کاستی ها سهیمیم.

از بحث دور نشوییم  به شما موارد زیر را پیشنهاد می کنم :

1-    برای جبران مشکلاتی که بوجود اورده اید سودهای کلان باداورده ای را که بعداز دریافت کارخانه ها و مراکز بزرگ کشاورزی و مواد صنعتی و معادن و بنادر وغیره مفت به چنگ اورده اید نوش جانتان! بیاید داوطلبانه ماوالتفاوت قیمت واقعی ان کارخانه ها  و معادن و زمین و غیره را بر اساس سال تحویل به حساب بیت المال بریزید .
2-    هر نفر  از  شما(یا چند نفری باهم )  ساخت یک مدرسه یا یک بیمارستان یا یک سینما و مجتمع ورزشی  و غیره را به عهده بگیرید .
3-    هر نفر از شما  هزینه ازدواج یک تا 50 نفر را تامین نماید.
4-    هزینه ساخت  مجتمع های مسکونی 50متری را برای زوج های جوان  را گروهی یا نفری برعهده بگیرید.
5-    در اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها همکاری نموده و از افزایش قیمت ها خوداری کنید.
6-    سرمایه هایتان را از خارج به داخل منتقل کنید و ان را در داخل برای ایجاد کار و شغل سرمایه گزاری کنید.
7-    به خارجیها زیاد اعتماد نکنید انها از همه چیز و همه کس در جهت منافع ملی و سیاسی و تجاری خودشان (سوی ) استفاده می کنند و وقتی تاریخ مصرفشان تمام شد نیستش میکنندو داراییهایشان را هم می بلعند.
8-    از قدرت ثروت و نفوذ خود در جهت تحکیم وحدت و همبستگی ملی در درون کشور استفاده کنید نه در جهت عکس ان.
9-    سرمایه هایتان را روی هم بگذارید و یک تراست افتصادی جهانی درست کنید تا هم  خودتان سودبیشتر ببرید و هم کشور در رقابت علمی و تجاری و کسب رشدو توسعه همه جانبه موفق تر باشد.
10- با عرض پوزش هیچ یک پیشنهادات نماینده گان سیاسی و افتصادی که در این جلسه مطرح کردند را قبول نکنید.
اقا همینجا بود که دوباره جلسه متشنج شد یکی کفش مینداخت و دیگری کت و شلوار! و ان یکی دیگر سویچ ماشین ! خدا وکیلی خوب جاخالی می دادم که ناحق نا غافل پاشنه کفش یکی از حضار بر سرم خورد و مرا از ان خواب هول انگیز بیدار نمود.اخ! الهی شکر که خواب بود !
-----------------------
شما بگویید این خواب بود که من دیدم ؟! .
با خواندن این خواب قبول دارید حتی در خواب دیدن هم شانس نیاورده ام !.







/ 0 نظر / 10 بازدید