بخوا ن این طنز سیاسی داغ را و به ان فکر کن!


"بنام خداوند بخشنده مهربان"
پیشگفتار-
دهه فجر انقلاب اسلامی و 22 بهمن سالگرد پیروزی بزرگترین و بنیادی ترین و اثر گذار ترین انقلاب مردمی قرن بیستم میلادی و قرن چهاردهم هجری شمسی بر همگان مبارک و میمون باد . انشالله قیام و انقلابات مردمی در تونس و مصر و بقیه کشورهای عربی و غیر عربی منطقه نیز به پیروزی (بدون کشتار و خونریزی ) مردم ان کشورها بیانجامد.و انها نیز بمانند ایران به پیشرفتهای علمی و صنعتی و اجتماعی و اقتصادی (که حق طبیعی همه ملل جهان است) نایل ایند ( هرچند هنوز هم مسایل و مشکلات حل نشده هم فراوان است که انشالله با همت همه مردم سرفراز و پرتوان و مسئولین دلسوز و مردمدار در اینده همه این مشکلات حل و فصل خواهند گردید).
---------
مقدمه طنز شعر گونه-
------------
چه در روستا و چه در شهر و چه در خارج از ایران و چه داخل زندگی کنید . بدون تردید می شناسید چه بسیار یا اندک کسانی را که به نان شب محتاج بودند و اما به تنهایی و یا با عضو شدن در باندهای اقتصادی و یا سیاسی و در نهایت بی رحمی و گستاخی حق همه را پایمال کردند و خود و اطرافیان خود را یک شبه به اوج ثروت و قدرت رسانند. وضعیتی که در حالت طبیعی شاید با هزاران سال عمر اضافی هم موفق به رسیدن به ان نمی شدند. این گروه نه از هوش و استعداد خاصی برخوردارند و نه از سواد و توانمندی قابل توجه ای بهره مندند! حتی در مواردی انها از سطح عمومی توان و سواد و هوش متوسط جامعه هم کمتر دارند! اما متاسفانه انها با توسل به "حرافی و خالی بندی" و "ریا" و" تزویر" و" بیرحمی" و "بی وجدانی" و "رانت" و صد البته "باند بازی " تمامی یا بیشتر حق و حقوق قانونی همه یا اکثریتی را بالا می کشند. افراد مدیر و مدبر و دلسوز و دست و فکر پاک را خانه نشین و گوشه نشین می کنند و خود ناجوانمردانه و در نهایت بی صلاحیتی همه جانبه جایشان می نشینند و جامعه و نظام ان را با ندانم کاری هایشان به دردسر و زحمت می اندازند ! بگذریم ! طنز شعر گونه زیر زبان حال انها است که گرچه پول و قدرت دارند اما در مانده و نگران از اینده و اخرت خودند!قرص می خورند و به همه مخدرها و داروهای موجود پناه می برند تا بلکه به ارامش و اسایش برسند اما دریغ از لحظه ای ارامش و اسایش!. من امیدوارم اگر کسانی از گروه فوق در داخل و یا خارج از کشور هم اکنون این مطلب را می خواند کمی به انچه که کرده است بیندیشد و تا فرصت است جبران مئافات نماید که" عمر"و "دنیا" و" ثروت" و "قدرت "سخت بی بنیاد است .می خندی ! باور نداری ! تقصیری نداری ! درک چنین مطالبی هوش و ذهن و معرفتی خالق و " هستی شناس"می خواهد که خارج درک و دید نوک "بینی بین "حضرتعالی است. فقط دوست می گوید گفتم! و دشمن می گوید می خواستم بگم...! از ما گفتن و از شما نشنیدن !که چه خوب گفت "نرود میخ اهنین بر سنگ" ! یا حق.
=============
سعید شجاعی سعدی - دوشنبه 11 بهمن 89
=============

پول دارم یه عالمه.....سواد دارم یه قابلمه

--------
پول بجونم بسته.....دروغ بخونم بسته
--------
زورم همه را برده .....پولم همه را خورده
--------
دغل کار امروزمه....ریا کار هرروزمه
--------
همین که ما خوش باشیم.....سیر و شکم پر باشیم
--------
عین ثواب کرده اید.....دین ادا کرد ه اید
--------
بکار کسی کار ندارم.....از بی کسی عار ندارم
--------
کاری ندارم به بسی.....که پول داره یا بی کسی
--------
حق همه را خوردم .....مال همه را بردم
--------
کارم هیچ جایی گیر نیست.....دلم هیچ جایی سیرنیست
--------
به "هیچی" اعتقاد دارم.....به"حرف "همه را می برم
--------
پول سرم را خورده.....ته ابروم را برده
--------
چونکه پولم حرام بود.....زه بیت مال و خون بود
--------

چونکه اموال کثیف بود.....حق یتیم - دوتیم بود
---------
هر چه نیت بکردم..... توبه کنم نکردم
--------
شیطان مرا یاری داد.....توبه دیگه نکردم
--------
حالا دیگه تنها شدم .....غریب بی همراه شدم
--------
دلم خیلی گرفته.....سرم هم درد گرفته
--------
هرچه خوشی نمودم .....زهر شد و نخوردم
--------
به مرگ خود راضی ام.....به حکم خود قاضی ام
--------
هر چند به اسم زنده ام.....ولی بحق مرده ام
--------
خدا مرا زجر داد .....لعن شدم نمردم
--------
خدا مرا بازی داد .....که باشم و بگندم

/ 0 نظر / 4 بازدید