من سعید شجاعی سعدی کاندید اینده ریاست جمهوری هستم!



 طنز سیاسی روز
===
من سعید شجاعی سعدی کاندید اینده ریاست جمهوری هستم!
===
MY LATEST POLITICAL SATIRE !
I (SAID SHOGAIEE SAADI,IRAN,SHIRAZ)AM READY TO RUN  FOR PRESIDENTIAL ELECTION  IN I.R.IRAN  IN THE NEXT YEAR!. by reading this political irony !you may crying or loughing! while,there is no difference for me!.i am  just expressing my art in writing different  social and political subjects!.maybe someday! i become qualified for
swedish peace and literature nobel prize!!!.said shogaiee saadi,iran,shiraz,sept,22,2012
===
خدا بخیر کند! خواب دیشبم دیگه زده رو دست هر چه خوابهای مسئله دار و هولناک قبلی!اگر  دقیق و فکورانه بخوانید خودتان خواهید فهمید قضیه چی است!
===
چند نکته اساسی که در این طنز سیاسی خواهید خواند.
---
از شوخی و طنز گذشته بعنوان یک تحلیلگر و یک وبلاگ نویس سیاسی اینترنتی بالای 99 درصد پیش بینی می کنم اوباما دوباره انتخاب خواهد شد.
---
بدبخت! بجای انکه رفتی زبان خارجی  و کامپیوتر و جهانگردی و برنامه ریزی یادگرفتی باید میرفتی زبان ریا و دروغ پاچه خواری و تزویر یاد می گرفتی انوقت مثل ما نانت توی روغن بود در این صورت یکجا ثروت و قدرت و شهرت و کارهای خلوتگاهی ! را با هم بدست می اوردی!
----
 این ور را نگاه کردم دیدم تا چشم کار می کنه شن  است و صدای زوزه باد که شن و ماسه ها را  در ان صحرای ترسناک به پرواز دراورده  بود . ان ورم  را که نگاه کردم از تعجب نزدیک بود غزل خدا حافظی رافی الفور بخوانم چرا که در ان صحرای عجیب  فردی قلدر و درشت هیکل  با ریش و موهای بلند  و زمخت ! روی تختی با شکوه نشسته  و دور تا دور ان را خانمهای حوری هیکل و اقایان خوش تیپ گرفته بودند و عجیب تر انکه سر سوزنی از شن و باد صحرا در محدوده ای که انها  قرار داشتند وجود نداشت!. اقا منو می گه خیلی ترسیده بودم! با صدای بریده و لرزان گفتم شما کی هستید و من کجایم! خانمی امد
----
 جلو -  او دستکش سفید داشت و دست من را گرفت و برد جلو ان شخص قوی هیکل و گفت احترام بگذار و من هم از سر ترس ! فورا احترام گذاشتم و او بدون اعتنا گفت:
 بشین و من دو زانو روی شنها نشستم و فورا گفت
من اقای سعید شجاعی سعدی دستور دارم بتو بگویم در انتخابات اینده ریاست جمهوری ایران کاندید شوی! منو می گی دیگه واقعا داشتم قبض روح می شدم باز با صدای بریده و لرزان  گفتم شما از طرف کی ماموریت داری و چرا من باید چنین کنم؟!.
با عصبانیت و دهان کف کرده گفت:
 این چیزها به تو ربطی ندارد! و اگر بمن بود اصلا تورا انتخاب نمی کردم! آتشی از تعجب و
----
 سرگردانی در درونم شعله ور شده بود و برای چند ثانیه ای ساکت به ان جمع و بخصوص
رییس انها نگاه کردم. او مثل اینکه از حیرانی من اگاه شده بود رو بمن کرد و گفت:
 هرچند دستور ندارم توضیحی به تو بدم اما دلم برات می سوزه و بهمین دلیل به تو می گویم  کی و چرا تو را انتخاب کرده اند!.برای روشن شدنت اول بیا یک مروری بر گذشته ات بکنیم!
یادت هست می خواستی بقول خودت ! از سه توان تخصصی  و تجربیات سه دهه  در حد وسع و امکانات خودت استفاده کنی و دفتر و بنیاد صلح بین المللی را بیندازی تا مثلا در منطقه و جهان صلح واقعی و دایمی برقرار شود دیدی نحسی کارت منطقه و دنیا را در استانه یک جنگ جهانی نابودگر قرار داده است!یادت هست می خواستی بانک مخصوص جوانان برای ازدواج اسان و بسیار کم هزینه
----
 بزنی تا فساد و فحشا و ناهنجاریهای مربوط به ان در کشور کم شود ! دیدی  از نحسی تصمیم تو اقای سعید شجاعی سعدی سن ازدواج  بشدت بالا رفت و حتی زن و شوهر ها در حال جدایی از هم هستند! بازم بگم یادت هست می خواستی هتل و یک مجتمع جهانگردی بسیار گسترده ایجاد کنی  تا ضمن عمل به شعار حمایت از کار و سرمایه ایرانی اقتصاد غیر نفتی را در حد وسع و توانت بهبود بخشی ! نه تنها چنین نشد که فورا نحسی  تصمیم تو  پای همه توریست و جهانگردان را از ایران برید و مجبور شدند آمار ورود گدا ها و فقرا و کارگران و مهاجران غیر قانونی از افغانستان و پاکستان و غیره را بعنوان جهانگرد اعلام کنند ! یادت هست همین اول امسال رفتی دنبال وام مسکن مهر برای ساخت زمینت !نه تنها ریالی وام با مانع تراشی و زورگویی بهت ندادند


----

که کل پرداخت وام مسکن مهر فعلا  از نحسی اقدامت ! بطور موقت( و شاید هم دائم) متوقف شده است و تو مجبور شدی مغازه ات را به نصف قیمت بفروشی تا مثلا در این گرانی !خانه ات را بسازی  دیدی نه تنها وام نگرفتی که تنها وسیله درامدت یعنی مغازه ات را هم برای خلاصی از اجاره نشینی سی ساله از دست بدهی ! در حالی که هستند کسانی چون ما که نحس!  نیستند و بازبان ریا و دروغ و تزویر و شیطنت یک شبه ره صد ساله پیمودند در حالی که
----
 تا همین چند سال پیش اه نداشتند و نداشتیم که با ناله سودا کنیم! در حالی که نه توان و نه سواد و نه عشق و صداقت و شخصیت و همت و پشتکار تو را داشتند. بدبخت! بجای انکه رفتی زبان خارجی  و کامپیوتر و جهانگردی و برنامه ریزی یادگرفتی باید میرفتی زبان ریا و دروغ پاچه خواری و تزویر یاد می گرفتی انوقت مثل ما نانت توی روغن بود در این صورت یکجا ثروت و قدرت و شهرت و کارهای خلوتگاهی ! را با هم بدست می اوردی! بدبخت هی شعار مسخره من خائن به بیت المال
----
 نیستم سر دادی این هم سرنوشتت! تازه اینها اقای شجاعی همه مقدمه بود حرف اصلی این است ! یادت هست می خواستی برای مجلس شورای اسلامی دوره هشتم و نهم کاندید شوی ؟ فورا جواب دادم بله و او هم گفت خوب چی شد؟ گفتم بار اول به
 سنوات کاری و مدرک تحصیلی ام گیر دادند و بار دوم صورت مسئله را عوض کردند و کلا قانون انتخابات مجلس را از بیخ و بن عوض کردند!. لذا بنده نتوانستم کاندید شوم! .خوب اقای شجاعی حالا بدان که علت همه انها از نحس بودن کاندید شدن برای هر کاری و بخصوص انتخابات است!.باز گفتم
 من متوجه نمی شوم نحسی و کاندید شدن و رابطه اش با من! ... با قطع حرف من فورا گفت
 :اگر تو برای مجلس کاندید نشده بودی نحسی کار تو سبب زیرو رو شدن قانون انتخابات نمی شد و خیلی ها می توانستند در مجلس کنونی نهم کاندید و هم اکنون در ساختمان بهارستان باشند ! اما عمل نحس الود تو نگذاشت این جمع
----
 کثیر تکلیف گرا کاندید شوند! اما نحسی کاندید شدنت اتفاقا ممکن است این بار خیلی خوب باشد به همین دلیل ازت میخواهیم  برای ریاست جمهوری خرداد 92  کاندید شوی تا قانون ان!  بار دیگر از اساس تغیر کند!و رقبای ما نتوانند کاندید شوند و ما پیروز انتخابات شویم! خوب حالا  حتما خیلی می خواهی بدانی از کی دستور دارم و ما کی هستیم! باشه بهت می گم من نماینده گروه خوشبختان همه فن حریفم و خودم هم اقای همه فن حریفم! ما هم پول داریم و هم شهرت و هم قدرت هر کس را بخواهم زمینگیر می کنیم و هر کس بخواهیم با سه سوت می بریمش بالا. ما اینیم دیگه ! گفتم ای بابا اینها که می
----
 گی بمن ربطی نداره اقا جان  مگه زوره! شاید من دلم نخواد کاندید شوم! با عصبانیت گفت بله که زور است! غلط می کنی ! مگه دست خودته! از مادر زاده نشده کسی که جلوی ما وایسه ! کاندید می شی خوب هم می شی ! حالا شاید بعد از پیروزی در انتخابات در کنار نحسی تو و سواد و تجربه ات برای دبیرکلی سازمان ملل  و شاید هم برای عضویت در شورای امنیت کاندیدت کردیم و نحسی کاندید شدنت سبب خیر و خیرات شد و حق وتو از5 عضو دایمی  شورای امنیت گرفته شد و سازمان ملل هم از نحسی کاندید شدنت  زیرو رو شد!.تازه شاید به همه رسانه های دنیا اگهی دادیم تا در مقابل در یافت پول هنگفت توسط ما(بجای تو از انها) از نحسی کاندیدشدنت در کشورهای خودشان استفاده کنند.!من میگی شده بودم یک اتشفشان در حال فوران! که!
===
اقا در همین وقت بود که از صدای تصادف ماشینی که در خیابان بغلی به ماشین دیگر زده بود از ان خواب وحشتناک بیدار شدم.واقعا اینم خوابه که من (سعید شجاعی سعدی)می بینم ! خدارا شکر که همه ان ماجرا خواب بود.راستی نکند ان تصادف خیابان بغلی هم از نحسی !!! من باشد. اقا این خواب مرا به این تصمیم رسانده که اگه واقعا تصمیمات اخذ شده توسط من نحس است! برم امریکا از ریاست جمهوری "میت رامنی "جنگ طلب در انتخابات آبان امسال ان با سخنرانیهایم حمایت کنم! تا یا نظام انتخابات امریکا کلا تغییر اساسی کند! و یا دوباره اقای
----
 اوبامای نسبتا میانه رو  انتخاب شود تا روی اقای نتانیاهو نخست وزیر خیلی تندرو و جنگ طلب اسراییل! که اخیرا غیر مستقیم از رامنی حمایت کرده بود چرا که میت رامنی رسما اعلام کرده است در صورت انتخاب بعنوان رییس جمهور امریکا  لحظه ای در حمله به ایران درنگ نخواهد کرد! حسابی کم شود!.(نقل به مضمون- زهی خیال باطل- از شوخی و طنز گذشته بعنوان یک تحلیلگر و یک وبلاگ نویس سیاسی اینترنتی بالای 99 درصد پیش بینی می کنم اوباما دوباره انتخاب خواهد شد)!!! شاید با اینکارم خدمتی دیگر به صلح و ثبات دنیا و منجمله منطقه فوق حساس خاورمیانه و خلیج فارس کرده باشم !  تا نظر شما چه باشد؟!!!
===
طنز همیشه طنز است و نه چیز دیگر! چه رسد به طنز سیاسی سعید شجاعی سعدی!
---

/ 0 نظر / 9 بازدید